عدم حضور

متن مرتبط با «مرگ ماهی» در سایت عدم حضور نوشته شده است

مرگ

  • نیلوبلاگ

    قدیما یه جوری آرامش داشتم انگار مُرده بودم ! الان یه جوری بیقرارم انگار دارم میمیرم !...

    ادامه مطلب
  • نامرگ

  • نیلوبلاگ

    یه لباس صورتی کمرنگ تنم بود انگار ! خوابیده بودم . احساس میکردم گذاشتنم تو گورو یه عالمه سورن ریختن روم ...! . دستامم با چند تا گره محکم بسته بودن به لبه ی آهنی تخت خوابم " محل ارامشم " چند تا تکون محکم خوردمو شروع کردم به داد و هوار .... . چشمام سرخ شده بودو داشت از حدقه میزد بیرون و همش خیره به یه جا ثابت شده بود حتی با تکون های شدید بدنم حسی واردشون نمیشد ... . انگار مثل مرده ی دفن نشده باد کرده بودم ... . جیغ زدم : + دستامو باز کنین ، انقد دستامو میبندین نمیدونم چطوری ناز کنم . ! خسته شدم افتادم رو تخت .... چشمامو بستم . ابروهامو در هم کشیدم یادم افتاد یک نفر ... . ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    مرگ تدریجی یک رویا | مرگ فروشنده | مرگ یزدگرد | مرگ ماهی | مرگ قو | مرگ پدر | مرگ بر آمریکا | مرگ مادر | مرگ موش |