تاريخ : چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ | 1:2 | نویسنده : بانوی عدم
وقتی وارد دنیای هنر شدم تصمیم گرفتم خودم را با هیچ مسئله ای دخیل نکنم ، درویش مسلکانه انزوا گزیده و نقش خود را بنگارم . با خود میگفتم همانند خیلی از هنرمندان مشهور جهان حتما کسی را خواهم داشت که به سعی و گنجینه هایی که بدان دست پیدا کردم واقف باشد به همین دلیل دوست داشتم کارِ هنری خود را بکنم و از هفت دولت ازاد باشم و خودم را درون آثارم منعکس کنم .من تصمیم داشتم خودم را فریاد بزنم ..
اما این فریاد را چه کسی خواهد شنید ؟
من میگذاشتم آن صدا به گوش کسی برسد ؟
*******
چند سالی گذشت ، دیدگاه و اعتقاداتم نسبت به زندگی در حال تغییرات شدید بود به گونه ای که خودم را نمیشناختم و با بیگانه ای رو به رو بودم که به آرمان هایم احترام نمیگذاشت . فردی بسیار سرکش و منتقد نسبت به خیلی از مسائل کلی و جزئی اجتماعی که زندگی ام را تحت الشعاع قرار داده بود .
کمتر و سخت تر میخندیدم و بیشتر و عمیق تر فکر میکردم .اما این افکار به گوش کسی میرسید ؟
عدم حضور...
ما را در سایت عدم حضور دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 20:11