قلبم تاپ تاپ می کرد زودتر در اغوش زحمت کشش محو شوم ...
دلتنگ ...
دلتنگ بوسه های پدر ...
دلم برای های های خنده هایش قنج میرفت و قند بود که میساباندن برای نگاه پر از اشتباق و عشقش ...
مادرم اشک میریخت ...خواهرم ایستاده بود و مظلومانه مرا می پایید ...
رسیدم و دویدم سمت اتاقش ... همه جا سیاهی بود ...
او نبود ... رفته بود ...
ب ا ب ا رفته بود ...
ب ا ب ا نبود ...
**********
صدای بوق ممتد می آمد و بند نه ... همه چیز گنگ و نامفهوم ... اشکال تار و به هم چسبیده با کششی چندش آور در حرکت بودند ... رنگ نبود دنیا شده بود تنالیته های خاکستری... سرد ...
موهایم را با مشت گرفتم و سرم را محکم به دیوار ک و ب ی د م ...
لیوان آب و رنگم را فشردم و در سرم شکاندم ...خون بود که از سرم فرار می کرد ...
خون بود و بوق ممتد
خون بود و صدای در و جیغ مادر ...
**********
بالای تلی از خاک ایستاده بودم و به جماعت اطرافم می نگریدم کسی نبود که اشک نریزد ... دنیا بود که دور سرم می چرخید و شواهد عینی ام خبری از فاجعه ای عظیم می داد که باور کردنش کار من نبود ... کار هیچکس نبود ...
دنیا می چرخید و من هم ... هنوز مشتم را از موهایم باز نکرده بودم و سعی داشتم از جا بکنمش اگر شد ... آدم ها به هم وصل بودند ...
اشک نداشتم اما خم شده بودم و با چشمانی دریده به این و آن نگاه می کردم و احساس میکردم الان است که چشمانم از حدقه بیرون بزنند ... . سر می چرخاندم به راست ... در کثری از ثانیه بر میگشتم به چپ ... تک تک چهره ها را از نظر گذراندم و نمیدانم که بود مرا تکان می داد و گاهی سیلی می زد و گاهی در آغوش می گرفت ...
به دنبال پدر بودم ... طاقتم طاق شده بود و میگفتم دیگر تمام است و فریاد می زدم : من تنها شدم تو فقط مرا دوست داشتی ... فقط تو ... ! به دوست داشتن تو فقط ایمان داشتم ... من تمام شدم ...
نفسم حبس شده بود و به خِت خِت افتاده بودم و داشتم خفه می شدم ...
عرق سرد ...
از خواب پریدم ... .
***********
دویدم و رفتم و از لای درِ اتاق نگاهش کردم ... موهایش را برای من سفید کرده بود ...
چقدر دوستش داشتم و چقدر زندگی بی او محال بود ...
رفتم کنارش و با لبخند نگاهم کرد و دستی به موهایم کشید و با بغض گفتم : می ترسم .... خواب بد دیدم ...
در اغوشم گرفت و مرا غرق بوسه کرد ... : جانِ بابا ... من کنارتم ... !
...
...
عدم حضور...
ما را در سایت عدم حضور دنبال میکنید
برچسب: دلتنگ چت,دلتنگی های من,دلتنگی یعنی,دلتنگی های عاشقانه,دلتنگی ها,دلتنگی عاشقانه,دلتنگی بابک جهانبخش,دلتنگی های آدمی را,دلتنگتم عشقم,دلتنگی سامی بیگی, نویسنده: بازدید: 28