در عین بودن نیست .... .
مث یه حباب .... . زود میترکه ، بخاطر اینک آدما خودشونو میخوان .... .
یه دوست صمیمی چندین و چند ساله ی خیلی کهنه ی ده دوازده ساله ک رفتارش تو ذهنم یه چیزی شبیه صدای مداد کنته ست و دائم خیلی خصمانه و بدون درک قضاوت میکنه .
یه دوست صمیمی که بخاطر احمقیش صمیمیتمو ازم گرفت و بهش اینو گفتم .
یه نفر که دوسش دارم ولی با وجود حضورش انگار نیست . مثل یه دفتره ... . گند زدم به رابطه م باهاش ... .
یه دوست که دوستم داره و تا قبل از اینک از تنهایی درآد همش باهام بود .
یه دوست که نسبت بهش سراسر تردیدم .
یکی که شک ندارم اگ باهام راحته بخاطر خودشه و علاقه ای که به من داره .
و خیلی هااا
که حذف شدن برای همیشه ... .
در استانه ی حذف خودم هستم ... . از همه ی روابطم ... .
کاش من یک گیوتین بودم ... .
بیشتر از آنچه که به نظر میرسه تنهام و این تنهایی رو هیچ کس جز خودم نمیفهمه و درک نمیکنه و دوست نداره .... .
حس میکنم تو یه بیابونم که دور تا دورم یک عالمه درخت خشک و بلنددد قد علم کردن ... . نفسمو میگیرن ... . ولی میگن ما هستیم ... .
هیچکس نیست.
فقط منم . .. . میون این همه ما ...
ما را در سایت عدم حضور دنبال میکنید
برچسب: دوست یابی,دوستت دارم,دوست دختر,دوست,دوست دختر یابی,دوست دارم,دوست داشتن,دوستی,دوست یابی تهران,دوستی ها, نویسنده: بازدید: 28