عدم حضور

متن مرتبط با «دلتنگی یعنی» در سایت عدم حضور نوشته شده است

دلتنگ ...

  • نیلوبلاگ

    قلبم تاپ تاپ می کرد زودتر در اغوش زحمت کشش محو شوم ... دلتنگ ... دلتنگ بوسه های پدر ... دلم برای های های خنده هایش قنج میرفت و قند بود که میساباندن برای نگاه پر از اشتباق و عشقش ... مادرم اشک میریخت ...خواهرم ایستاده بود و مظلومانه مرا می پایید ... xa0رسیدم و دویدم سمت اتاقش ... همه جا سیاهی بود ... او نبود ... رفته بود ... ب ا ب ا رفته بود ... ب ا ب ا نبود ... ********** صدای بوق ممتد می آمد و بند نه ... همه چیز گنگxa0 و نامفهوم ... اشکال تار و به هم چسبیده با کششی چندش آور در حرکت بودند ... رن...

    ادامه مطلب